دوستانه فروم
جمع شدن دوستان دور هم دیگه




 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

 

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

 

یک سینه غزل مستی دارد هوای باران

 

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

 

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

 

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

 

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

 

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

 

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

 

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

 

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

 

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:48 ::  نويسنده : ashkan2000

 یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ... 
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ... 

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ... 

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ... 
اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ... 
مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ... 

توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ... 
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ... 
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست 
و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ... 

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت! 
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم! 

نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:31 ::  نويسنده : ashkan2000

 انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد 



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:30 ::  نويسنده : ashkan2000

 من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما می دونم 
1.الان تو اینترنتی 
2.الان تو ashkan2000.loxblog.com هستی 
3. یک انسان هستی 
4.الان داری پست منو می خونی 
5.تو نمی تونی با زبون بیرون بگی ژ 
7.الان داری امتحان می کنی 
8. الان داری می خندی 
9.اصلا ندیدی که عدد6 رو جا انداختم 
10.الان داری چک می کنی 
11.الان باز می خندی 
12.نمی دونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم 
13.الان چک کردی که کدومه 
14.پیداش نکردی و داری فحش می دی 
15.اما نمی دونی که من دارم به تو می خندم زیرا که من عدد 1 رو گفتم که 8 بار نوشته شده بود



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:28 ::  نويسنده : ashkan2000

 يك خانم 45 ساله حمله ی قلبی كرد و در بیمارستان بستری بود 
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید: 
آیا وقت من تمام است؟ 
... 
خدا گفت: 
نه 43 سال دیگه شما عمر میکنید . 
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت دربیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد 
کشیدن پوست صورت - تخلیه چربیها (لیپو ساکشن) - عمل سینه ها و جمع وجور کردن شکم . 
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!! 
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي)ببرد. 
بعد از آخرين عملش اواز بيمارستان مرخص شد 
در وقت گذشتن ازخیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . 
وقتی با خدا روبروشداو پرسید: 
من فکر کردم 43 سال شما ديگه فرمودید من 
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟ 
خدا جواب داد : شمايييييييدنشناختمتون... :!!!



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:26 ::  نويسنده : ashkan2000

 خوشبختی ما در سه جمله است : 
تجربه ازدیروز 
استفاده از امروز 
امید به فردا 
ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم : 
حسرت دیروز 
اتلاف امروز 
ترس از فردا 



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:26 ::  نويسنده : ashkan2000

اول سعی کن حلش کنی بعدش اگه نتونستی برو جوابشو ببین 



ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:23 ::  نويسنده : ashkan2000

 



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:19 ::  نويسنده : ashkan2000

 



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:18 ::  نويسنده : ashkan2000

 



پنج‌شنبه 05 اردیبهشت 1392 :: 20:12 ::  نويسنده : ashkan2000
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران