function GetBC(lngPostid)
{
intTimeZone=33042;
strBlogId="9374";
intCount=-1;
strResult="";
try {
for (i=0;i پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسر خود بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
سلام.امیدوارم لذت ببرید.
پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت ...
![]()
![]()